إِنَ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤَدُّوا الاْ مَـَنَـَت إِلَیََّ أَهْلِهَا؛(نسأ،۵۸) “خدا به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبانشان بازگردانید”. امروز، اداره جامعه اسلامی، امانتی است که از سوی مردم به مسئولین سپرده میشود، لذا وظیفه مردم است این امانت را به کسانی که صلاحیت دارند بسپارند.
انتخابات
۱) آیا اختلاف نظربین گروه ها و جناح ها مانع انتخابات سالم است؟
اختلاف سیاسى مانعى ندارد ؛ اختلاف نظر مانعى ندارد ؛ مبارزات انتخاباتى به شکل سالم ، مانعى ندارد ؛ اما خراب کردن یکدیگر ، خراب کردن چهرهى کشور ، خراب کردن ذهن مردم و چهرهى مسؤولین دلسوز ، اشکال دارد . ایجاد سؤال و ابهام در ذهن مردم ، اشکال دارد . با وحدت و یکپارچگى ، “کأنهم بنیان مرصوص” ، مثل یک دژ پولادین ، در مقابل دشمن بایستید .۱
۲) آفت یک انتخابات سالم و اسلامی در چه مواردی قابل ذکر است؟
دروغ ، اهانت ، دستگاهها یکدیگر را متهم کردن ، شایعه پراکنى ، افتراء به رقیب ، تحریک عصبیتهاى گوناگون ؛ اینها هیچکدام با انتخابات اسلامى سازگار نیست .۲
۳) وجه تمایز نظام اسلامی با دمکراسی غربی در مسأله انتخابات در چیست؟
در جمهوری اسلامی ، انتخاب ، انتخاب اصلح است ; نه رقابت انتخاباتی . این دعواها و رقابتها ، متعلق به دمکراسیهای غربی است که از خدا و دین ، هیچچیزی به مشامشان نرسیده است .۳
۴) لطفاً دیدگاه خود را در مورد انتخابات مطلوب بیان فرمایید؟
انتخابات مطلوب انتخاباتى است که سالم ، آزاد و طبق قانون برگزار شود ؛ انتخاباتى که مردم با شور و نشاط در آن شرکت کنند ؛ انتخاباتى که به عنوان وظیفه دینى ، همه مردم خود را موظف به برگزارى باشکوه آن بدانند . این انتخابات مى تواند به معناى حقیقى کلمه ، مجلسى مطلوب براى کشور تدارک ببیند .۴
۵) انتخاب افراد و جناح ها از طرف مردم در چه جایگاه اهمیتی قرار می گیرد؟
من همیشه گفته ام نتیجه انتخابات که مسأله بسیار مهمى است ، مسأله دوم ماست . مسأله اول ، نفس انتخابات است که انتخابات باید با شور و هیجان و حضور مردمى صورت گیرد . این در درجه اوّل است .۵
۶) تعدد آراء چه اهمیت و اثراتی دارد؟
در واقع ، رفتن مردم با تعداد زیاد آرا پای صندوقهای رأی و جمع شدن آراء زیاد برای مجموعه نامزدها ، دشمن را مأیوس خواهد کرد . جمع شدن آراء زیاد در اصل انتخابات ، مهم است .۶
۷) می توان گفت انتخابات پرشور ، مشروعیت نظام را نشان می دهد؟
این حرف ، حرف درستى نیست . نظامهاى دمکراسى در دنیا با نصف آراء ما در ریاست جمهورى و مجلس نظامهایشان را اداره مىکنند و احساس عدم مشروعیت هم نمىکنند . اینکه من بر حضور مردم اصرار مىکنم بهخاطر این است که این یک وظیفه شرعى و وجدانى و عقلانى است .۷
۸ ) اما اگر مردم حضور گسترده در انتخابات نداشته باشند ، دشمنان با تبلیغات مشروعیت نظان را زیر سوال خواهند برد؟
دعوت به شرکت در انتخابات بهخاطر تبلیغات دیگران نیست … اگر مردم ایران در یک انتخابات پرشور شرکت کنند، یکطور حرف مىزنند ؛ اگر شرکت نکنند ، یکطور دیگر حرف مىزنند . حرف ما براى خاطر بستن دهن آنها نیست . در انتخابات دوم خرداد سال هفتادوشش – که انتخابات پرشورى شد … رادیوهاى بیگانه گفتند ملت ایران جمع شدند و رأى در صندوقها ریختند ، براى اینکه به جمهورى اسلامى بگویند نه ! … در انتخابات شوراها هم که در شهرهاى بزرگ ، مخصوصاً تهران ، شرکت مردم خیلى پایین بود ، باز گفتند مردم شرکت نکردند ؛ یعنى به جمهورى اسلامى گفتند نه ! بنابراین و بهنظر آنها اگر مردم در انتخابات شرکت کنند ، گفتهاند نه ؛ اگر شرکت هم نکنند ، گفتهاند نه ! تبلیغات دشمن اینگونه است .
مردم
۱) هدف دشمنان نظام در زمان انتخابات و وظیفه مردم در قبال آنان چیست؟
دشمنان ما میخواهند که ما در انتخابات شرکت نکنیم و این انتخابات و شرکت مردم چشمگیر نباشد و وانمود کنند که ملت رغبتی به انتخابات و امور مجلس و مسائل اساسی نظام ندارد،ولی مردم باید با حضور خود این تبلیغات دشمنان را تخطئه کنند ودرهرجائی که هستندبه همان تعداد مورد نیاز نماینده آن حوزه به افرادصالح رأی دهند .۱
۲) چرا دشمنان نمی خواهند که حضور مردم در انتخابات چشمگیر باشد؟
دشمن مىخواهد بگوید مردم ایران نسبت به مسؤولان خود خوشبین نیستند و به آنها اعتماد ندارند . دشمن مىخواهد بگوید میان مردم و مسؤولان فاصله بهوجود آمده است و این فاصله ، روزبهروز بیشتر مىشود . دشمن ، این چیزها راتفهیم و سمپاشى مىکند. دشمن مىخواهد درجامعه بذر تردید و شک و بىاعتمادى و بدبینى بپاشد .۲
۳) عده ای برای ورود به مجلس دست به هر کاری می زنند ، آنها شایسته نمایندگی هستند؟
آن کسی که تقوای لازم را ندارد و اهل معنویات نیست و اهل دنیاست و فقط برای نام و نشان و استفاده شخصی،این مسؤولیت را می خواهد ، او لایق و شایسته این کار نیست.۳
۴) انتخابات آزاد برای مردم چه انتخاباتی است؟
ممکن است در دوران انتخابات ، گوشه و کنار براى منحرف کردن افکار و آراء ، و براى بد جلوه دادن حقایق، و براى کشاندن انتخابات در مجراهاى رایج بین غربیها – که با پول و با تبلیغات پولى و با خریدن افراد ضعافالنفوس و امثال اینها ، رأیى را براى کسى ، براى جناحى ، براى گروه و حزبى درست مىکنند ؛ که این در خیلى از کشورهاى دنیا معمول است – کارهاى تبلیغاتى و بعضى وسوسهها انجام بگیرد ؛اینها نباید باشد ؛ یعنى مردم واقعاً آگاهانه فکر کنند ، انتخاب کنند و انتخاب خودشان را اعلام نمایند.۴
۵) کسانی که فرد یا افرادی را برای نمایندگی به مردم معرفی می کنند ، چه چیز را باید مدنظر قرار دهند؟
در معرفی نامزدهای نمایندگی باید ملاحظه کنند که هیچ رابطه ای را غیر از رابطه دینی و الهی و وظیفه شرعی دخالت ندهند . فلان کس با ما رفیق است ، فلان کس با ما دوست است ، فلان کس فایده ای به ما می رساند ؛ ابداً این چیزها را در نظر نگیرند .۵
۶) بعضی از معتمدین مردم با توجیه حفظ شأن و آبرو از معرفی کاندیدای مناسب امتناع می کنند ، آیا کار صحیحی می تواند باشد؟
کسانی که زبان گویایی دارند ، قلم توانایی دارند و آبرویی پیش مردم دارند – که این آبرو هم جزو ذخایر الهی است و خدای متعال به هرکس داده است ، باید آن را در راه او مصرف کند و به کار ببرد – مردم را توجیه و تشویق کنند و آدمهای خوب را به آنها معرفی نمایند .۶
۷) وظیفه مردم در زمان انتخابات چیست؟
حضور مردم در صحنهی انتخابات و رأی دادن ، خود یک کار سیاسی است که مردم باید انجام بدهند .۷
۸ ) شرکت در انتخابات یک وظیفه است؟
انتخابات ، وظیفه است . انتخابات ، یک کار بزرگ و یک اقدام شرعى و یک اقدام خدایى است .۸
۹) حضور مردم را در انتخابات چگونه ارزیابی می نمایید؟
ما به فضل پروردگار انتخابات پرشورى خواهیم داشت – همین طور هم خواهد شد،انشاءالله خواهید دید – و به فضل الهى شرکت خوبى از مردم در این انتخابات دیده خواهد شد .۹
۱۰) آیا بیان توقعات اقتصادی و اجتماعی توسط مردم نشانه رویگردانی آنها از نظام است؟
مردم از اعماق وجودشان نظام اسلامی را می خواهند ؛ منتها از این نظام اسلامی توقعاتی دارند و این توقعات باید برآورده شود . این توقعات ، بحق هم هست ؛ توقع عدل و رفاه و پیشرفت در امور زندگی و برطرف شدن مشکلات و کم شدن شکافهای طبقاتی و برخوردار نشدن عزیزان بی جهت در میدان سیاست و اداره کشور را دارند . این توقعات،توقعات درستی است ؛همین چیزهایی است که اسلام به ما و مردم یاد داده؛اینها تعلیمات اسلامی است .۱۰
۱۱) علت آنکه می فرمایید مواظب باشید چه کسی را به مجلس می فرستید ، چیست؟
این که ما مرتب مىگوییم مواظب باشید که چه کسى را به مجلس شوراى اسلامى میفرستید ، به خاطر این است که کسانى را بفرستید که فدایى اسلام باشند . بدانند که فقط اسلام درد این کشور و ملت را درمان خواهد کرد و بس . کسانى را بفرستید که تجربه داشته باشند و گول نخورند . با نام لیبرالى و تحت عنوان آزادى نخواهند پایه تفکر اسلامى را در این کشور بلرزانند و سست کنند .۱۱
۱۲) وقتی مردم می خواهند به کاندیدایی رأی دهند ، چه مسائلی را باید ملاک قرار دهند؟
مردم هم بایستى بگردند و در همین فرصتى که تا انتخابات باقى است ، به عنوان یک وظیفه شرعى و اخلاقى ، نامزدهایى را پیدا کنند که وقتى در محضر خدا از آنها سؤال مى شود که چرا تو این آقا یا این خانم را به قوه مقننه فرستادى ، بتواند جواب بدهد و بگوید براى این مصلحت .۱۲
۱۳) در یک جمله ، مردم به چه کسی رأی دهند؟
کسی را انتخاب کنند که تشخیص میدهند به صلاح است او به مجلس برود یا افراد مورد اطمینانشان ، به آنها معرفی میکنند .۱۳
۱۴) برای انتخاب یک نماینده به دنبال چه کسانی باشیم؟
دنبال آدمهای مؤمن و شجاع و انقلابی و کسانی که بتوانند قدرت این ملت را – که در سایه ارزشهای انقلابی است – حفظ کنند ، باشید .۱۴
۱۵) به نظر حضرتعالی در چه صورت شرایط و زمینه شرکت فعال مردم در انتخابات فراهم خواهد شد؟
مردم اگر احساس کنند نمایندگان آنها دلسوزانه به مشکلاتشان توجه دارند و تلاش مىکنند ، و اگر ببینند مسؤولان دولتى که برگزیده نمایندگان مجلسند ، در مسؤولیتها و مدیریتهاى خود بهطور جدى کار مىکنند ، در انتخابات با شوق و رغبت شرکت مىجویند ؛ مردم ما امتحان دادهاند .۱۵
۱۶) گاهی ملاک انتخاب روابط خویشاوندی و مانند آن می شود . می تواند ملاک صحیحی باشد؟
مردم وظیفه دارند به ملاکهای دینی و شرعی و انقلابی نگاه کنند ؛ به روابط قوم و خویشی و ایل و طایفه ای و این طور چیزها نگاه نکنند . ببینند واقعاً چه کسی با معیارهای الهی و انقلابی ، مناسبتر و به آن نزدیکتر است ، او را برگزینند .۱۶
۱۷) ادای تکلیف در انتخابات یعنی چه؟ ممکن است افرادی را دچار نوعی وسواسیت ذهنی کند؟
بروید تلاش و تفحص خودتان را بکنید ، اصلح را بیابید و آن کسی را که فکر کردید اصلح است و بین خودتان و خدا حجت تمام شد ، به او رأی بدهید و خاطر جمع باشید که تکلیفتان را انجام داده اید .۱۷
۱۸) آیا می توان به افراد بدون در نظر گرفتن احزاب رأی داد؟ یا به یک لیست ارائه شده از طرف گروهها رأی داد؟
انتخاب ، انتخاب اصلح . مردم باید با چشم باز و با بصیرت وارد بشوند و آدمهایی را که اطمینان پیدا میکنند ، انتخاب کنند . گیرم حالا زید و عمرو در این جمع نباشند ; این نباید موجب تعارض بشود .۱۸
۱۹) “من رأی نمیدهم زیرا ممکن است در انتخابم اشتباه کنم.” استدلال صحیحی است؟
هر کس که برود رأی بدهد ، چه رأی او صائب باشد و به اصلح رأی داده باشد و چه اشتباه کرده باشد و به غیر اصلح رأی بدهد ، همین اندازه که از روی احساس تکلیف نسبت به آینده پای صندوق برود و رأی بدهد ، این رأی پیش خدای متعال مأجور و موجب ثواب است و این شخص ، علاقه مند به نظام و رهبری است . آنچه که مهم است ، این احساس تکلیف است . همه آحاد ملت ، این احساس تکلیف را باید بکنند .۱۹
۲۰) “من یک رأی دارم و رأی من تأثیری ندارد.” برای عدم شرکت در انتخابات استدلال صحیحی است؟
گاهی یک رأی هم مؤثر است ؛ هیچکس نگوید رأی من تنها چه تأثیری دارد . گاهی یک رأی یا چند رأی ، در سرنوشت یک کشور اثر می گذارد .۲۰
۲۱) “شرکت در انتخابات حق من است ، نمی خواهم از حقم استفاده کنم.” منطق صحیحی است؟
هم حق و هم تکلیف مردم است که بیایند و سرنوشت کشورشان را به دست خودشان معین کنند ؛ زیرا که کشور متعلق به مردم است . مردم باید بیایند و با انتخاب صحیح و آزادانه ، قانونگذارانشان را در قوه مقننه معین کنند ؛ مجریان خودشان را با ترتیبی که در قانون معین شده است ، معین کنند . این حق مردم است و متعلق به آنهاست ؛ اما تکلیف هم هست . این طور نیست که یکی بگوید من نمی خواهم از این حقم استفاده کنم ؛ نه ، سرنوشت نظام بسته به احقاق و استنقاذ این حق است ؛ این تکلیف است ؛ باید همه شرکت کنند .
قانون و قانونگذاری
۱) آیا معیاری برای وحدت در مباحثات مجلس شورای اسلامی وجود دارد؟
چهارچوب هم چهارچوب قانون است . قانون هم در درجه اول ، قانون اساسى است . این چهارچوب را رعایت کنید . بنده آن روز هم به جوانان دانشجو گفتم که قانون آمده تا جاى صداى کلفت را بگیرد . کسى با صداى کلفت در هر موضعى که هست ، بگوید این طور باید بشود ! خیال هم نکنید که استبداد و دیکتاتورى و صداى کلفت و افزون طلبى ، مخصوص کسانى است که در رأس نظامند ؛ نخیر ، در بدنه نظام هم چنین چیزهایى وجود دارد و همه جایش هم بد است . خوى پادشاهى ، خوى استبداد در همه جا بد است ؛ در هر جا زشت است ؛ به هر شکلى که باشد ، بد است . قانون آمده جلو این مسائل را بگیرد . بر طبق قانون و در چهارچوب آن باید حرف زده و عمل و رفتار شود و حل و فصل هم به وسیله قانون صورت گیرد. این بهترین معیار وحدت است .۱
۲) در یک جمله ، قانون اساسی را چگونه تعریف می نمایید؟
قانون اساسی ستون فقرات نظام است ، در حقیقت مرکز اصلی سلسله اعصاب نظام است ؛ معیار و ضابطه است .۲
۳) آیا تذکراتی که جنابعالی در خصوص رعایت قانون می دهید ، در مورد فرد یا جناح خاصی است؟
این خطاب به همه جناحهاست ؛ خطاب به اشخاص یا جناح معینى نیست ؛ این وظیفه همه ماست . همه جناحها باید این چیزها را رعایت کنند . همه هم در چارچوب قانون حرکت کنند . نه مجلس ، نه شوراى نگهبان ، نه مجمع تشخیص مصلحت ، نه رئیس جمهور ، نه رهبرى ، هیچکدام حق ندارند از چارچوب قانون تخطی کنند .۳
۴) قانونگذاری صحیح و حکیمانه نتیجه کدام رفتار نمایندگان می تواند باشد؟
هرچه دقت و سنجیدگى و بکار گرفتن دانش و اطلاعات در کار قانونگذارى بیشتر باشد ، پیشرفت و موفقیت و گره گشایى در کار اجرا ممکن تر خواهد شد و این حقیقت روشن ، بار مسؤولیت نمایندگان محترم را سنگین تر مى سازد . بدیهى است که قانونگذارى صحیح و حکیمانه ، مستلزم آن است که نمایندگان همه ى وقتى را که مجلس شوراى اسلامى به آن نیاز دارد ، صرف کنند و علاوه بر حضور در جلسات عمومى و کمیسیونها که در آن مباحثه و تبادل نظر انجام مى شود ، ساعاتى را هم صرف مطالعه و تفکر و مشورت با کارشناسان کنند .۴
۵) اصلی ترین مسأله در امر قانونگذاری و تنظیم برنامه های کشور چیست؟
در تنظیم برنامه هاى کشور ، اصلى ترین مسأله عبارت از رفع فقر و محرومیت و نجات طبقات مستضعف و محروم و پابرهنگان ، از تبعات دوران ستمشاهى و آثار سلطه ى بیگانگان است ، همه ى برنامه هاى اقتصادى و تولیدى و سازندگى و رونق اقتصادى باید به این هدف ، متوجه باشد و تنها در این صورت است که این برنامه ها درست و قابل قبول است . نمایندگان محترم باید در قوانین مصوب و نیز در مواجهات خود با مسؤولین اجرایى کشور ، این را اصل بدانند و وظیفه ى کمک به محرومان را سرلوحه ى مسؤولیتهاى نمایندگى خود قرار دهند .۵
۶) نقش مردم در قانونگذاری چگونه تعریف شده است؟
مجلس ، مظهر حضور و ارادهی مردم در صحنههای گوناگون سیاسی و اقتصادی است . اگر مردم چیزی را در زمینههای اقتصادی یا سیاسی بخواهند که بشود یا نشود و چیزهایی را بخواهند که به سرنوشت کشور ارتباطی پیدا میکند ، باید ارادهی خویش را از حنجره و زبان نمایندهی خود بیرون بدهند و به صورت قانون درآورند و این قانون در سطح کشور عمل بشود . این ، تأثیر مردم در قانونگذاری است .
مجلس شورای اسلامی

۱) دلیل اهمیت مجلس شورای اسلامی چیست؟
مجلس شورای اسلامی ، یک مرکز اساسی و تعیینکننده برای انقلاب است . همهی سر رشتههای امور ، به مجلس شورای اسلامی بر میگردد .۱
۲) مجلس شورای اسلامی چگونه نقشی برای انقلاب و نظام دارا است؟
سلامت نظام ، به سلامت مجلس وابسته است . یک مجلس سالم و قوى و کارآمد و داراى اعضاى مؤمن و منطبق با ضوابط ، خواهد توانست پشتیبانى قانونى نظام را به شکل صحیحى انجام بدهد .۲
۳) اطمینان از حرکت نظام اسلامی در جهت آرزوها و اهدافش چه زمانی حاصل می شود؟
اگر انتخابات – همچنان که بحمداللَّه در گذشته همینطور بوده است – با حضور مردم ، با ارادهى مردم ، با آزادى کامل مردم و انتخاب آزادانهى آنها انجام بگیرد ، و بخصوص اگر انشاءاللَّه در این انتخاب ، حداکثر آگاهى از سوى مردم به کار برود ، تا اینکه افراد صالح و شایسته و حقیقتاً حایز شأن نمایندگى این ملت عظیم ، به مجلس فرستاده بشوند ، نظام اسلامى مىتواند مطمئن باشد که در جهت آرزوها و هدفهاى خود در حرکت است .۳
۴) نظرتان را درباره جایگاه مجلس شورای اسلامی بفرمایید؟
جایگاه مجلس، جایگاهى است بسیار عالى ؛ انعکاس نظرات و ارادهى ملت در قوانین و مقررات کشور و رگههاى اجرایى کشور است .۴
۵) چگونه مجلس به جایگاه حقیقی خود خواهد رسید؟
اگر مجلس شورای اسلامی چهار خصوصیت داشته باشد ، در جایگاه حقیقی خود قرار خواهد داشت . بحمدالله امروز تا آن جا که ما مشاهده می کنیم ، مجلس این خصوصیات را دارد . لکن می شود هر چه بیشتر به این خصوصیات افزود و مراقب بود . این چهار خصوصیت ، عبارت است از اولاً، احساس مسؤولیت . ثانیاً ، استقلال . ثالثاً ، شجاعت . رابعاً ، فرزانگی و به کار گرفتن فکر و علم و تخصص .۵
۶) مشروعیت مجلس شورای اسلامی در چیست؟
مشروعیت این نظام به تفکر اسلامى و به استوارى بر پایه اسلام است ؛ مشروعیت مجلس و رهبرى هم بر همین اساس است .۶
۷) آیا تفاوت و تشابهی میان مجلس ما و پارلمانهای کشورهای دیگر وجود دارد؟
مجلس شوراى اسلامى، دولتِ جمهورى اسلامى، نظام اسلامى. اینها، محصول خون هزاران جانِ پاک است. فرقِ مجلسِ شوراى اسلامى با سایر پارلمانهاى دنیا این است . معناى این که باید حکم و قانون منطبق بر اسلام باشد ، همین است .۷
شباهت مهمى هم بین دمکراسى در مجلس ما با دمکراسی ها و پارلمانهاى غربى وجود دارد و آن اینکه در همه جاى دنیا پارلمانها براى حفظ و تقویت نظام بهوجود مىآیند ، نه براى مبارزه با نظام – آن کسانى که مخاطب این حرف هستند گوشهایشان را واکنند ، بشنوند – چون پارلمان جزو نظام و براى تکمیل آن است . پارلمان جاى حضور مخالفان نظام نیست که عدهاى بگویند ما از طریق وارد شدن به مجلس شوراى اسلامى با قانون اساسى یا با نظام جمهورى اسلامى مبارزه مىکنیم .۸
۸ ) دلیل تأکید حضرتعالی بر انتخابات مجلس شورای اسلامی چیست؟
مجلس ، مظهر آراء مردم در اداره این نظام است. حال شما ببینید انتخابات مجلس چقدر مهم است .
مسئولین و شورای نگهبان
۱) چه انتظاری از مسئولین در زمان برگزاری انتخابات دارید؟
من از همه قواى سه گانه – نمایندگان مجلس ، مسؤولان در دولت ، مسؤولان در قوه قضاییه – خواهش مى کنم سعى کنند فضاى سیاسى کشور را متعادل نگه دارند تا مردم در یک فضاى متعادل به موسم انتخابات برسند .۱
۲) چه سفارشی به مسئولان امور انتخابات دارید؟
مسؤولان امور انتخابات ، اعم از مسؤولان اجرایی که وزارت کشور است و شورای نگهبان که کار نظارت را به عهده دارد ، وظایف سنگینی دارند . اندک اختلالی در این کار عظیم ، حقیقتاً یک گناه و یک جرم است .۲
۳) برخی مردم را فریب داده و حتی به آنها پول می دهند ، نظر حضرتعالی چیست؟
اگر دیدید کسانی هستند که برای این طور کارها به مردم پول می دهند یا دهن مردم را شیرین می کنند ، بدانید که این آدمها ، آدمهای نامناسبی هستند . وقتی معلوم می شود کسانی هستند که به خاطر امور مادی و در راه کسب متاع دنیوی می خواهند مسند با ارزشی را که قانون برای مردم وضع می کند ، غصب کنند ، بایستی جلوشان گرفته شود .۳
۴) جهت روشن شدن اذهان ، لطفاً در خصوص آنکه نیروهای مسلح از جمله سپاه پاسداران نباید در دسته بندی های سیاسی دخالت کنند توضیح فرمایید؟
نیروهای مسلح ، نباید در دستهبندیهای سیاسی دخالت کنند . معنای این حرف ، آن نیست که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سیاست نفهمد . نه ، سیاست به وسیلهی همهی آحاد ملت ـ حتی نیروهای نظامی ـ باید فهمیده بشود . آنچه لازم است ، قدرت تحلیل سیاسی است . آنچه ممنوع است ، ورود در دستهبندیها و کارهای سیاسی است . اینها را از هم تفکیک کنید .۴
۵) پس وظیفه سپاه در امور سیاسی چیست؟
شأن سپاه پاسداران انقلاب اسلامى این است که ضمن آموزش نظامى و انضباط و در یک کلمه نظامیگرى – همانطور که قبلاً گفتم – از آگاهى هم برخوردار باشد ؛ روشنبین باشد ، شم سیاسى داشته باشد ، از زمان و مکان آگاهى داشته باشد ؛ والا سرش کلاه خواهد رفت و اشتباه خواهد کرد ؛ و اشتباه سپاهى، با اشتباه غیرسپاهى ، خیلى تفاوت مىکند و خسارت این خیلى سنگینتر است .۵
۶) آیا مسئولین جهت ترغیب مردم به شرکت درانتخابات وظیفه ای دارند؟
به طور جدى اهتمام بورزند که کارى کنیم که فضاى کشور در آستانه انتخابات یک فضاى معتدل ، آرام و دلنشین باشد ، تا مشوق مردم براى انتخابات شود .۶
۷) چه راهکاری برای حفظ همگرایی مردم با حکومت وجود دارد؟
آنچه که به نظرم مى رسد لازم است براى حفظ همگرایى مردم با حکومت انجام دهیم ، یکى از بین بردن مسأله تشنجهاى سیاسى است . باید هرچه ممکن است ، نگذاریم فضاى سیاسى کشور متشنج شود … در مجموع وقتى به صحنه سیاسى کشور نگاه مى کنم ، مى بینم مجادلات بى مورد وجود دارد . این مجادلات ، فضاى سیاسى کشور را زهرآگین مى کند و تنفس در آن ، مردم را از لحاظ روحى افسرده و بیمار مى سازد و طبیعى است که در علاقه شان به نظام ، کشور و مسؤولان اثر مى گذارد .۷
۸ ) در مورد تأیید یا رد کاندیداها به شورای نگهبان چه توصیه ای دارید؟
باید مراقب بود که آدمهای اهل سوء استفاده و بی اعتقاد به رسالت انقلابی و مسؤولیت نمایندگی و کسانی که می خواهند وارد مجلس شوند فقط برای این که سوء استفاده ای بکنند یا خدای نکرده خرابکاری ای انجام دهند ، وارد مجلس نشوند .۸
۹) ملاک و معیار تأیید و یا رد کاندیداها برای شورای نگهبان چیست؟
باید طبق موازین و مقررات عمل کنید . هیچ گونه ملاحظه ای نباید مانع از اعمال مقررات شود .نکته دوم این است که اگر شورای نگهبان در این قضیه به یک نتیجه منطبق بر قانون و مقررات رسید ، باید با قاطعیت اقدام کند . هیچ چیزی نباید مانع از اقدام قاطع قانونی شود .۹
۱۰) در مورد کاندیداهای فاسد و فتنه گر ، نظر حضرتعالی چیست؟
اگر کسى فاسد است – فساد مالى ، یا فسادهاى گوناگون اخلاقى ، یا فساد عقیدتى و سیاسى – اگر کسى فتنهگرى مىکند ، نظام را تضعیف مىکند و کارایى دستگاهها را از آنها مىگیرد – به تعبیر رسایى که بین مردم رایج است : چوب لاى چرخ دستگاه مىگذارد – واقعاً نمىتواند در آن تریبون به آن عظمت حضور پیدا کند ؛ او نباید وارد مجلس بشود .۱۰
۱۱) آیا مشکل کسانی که رد صلاحیت شده اند را باید در جامعه مطرح کرد؟
اگر کسانی در پرونده هایشان مشکلی دیده شد که بنا شد به مجلس نروند ، مشکل آنها بازگو و پخش نگردد و هتک حرمت آنها نشود .۱۱
۱۲) در مورد همه مشکلات و همه افراد باید اینگونه باشد؟
اگر مطلبی گفتنی است ، اشکالی ندارد آن را بگویید ؛ اما اگر مطلبی ناگفتنی است ، نباید آبروی اشخاص با این حرفها برود و بیان شود . چون به ما این طور گفته اند و فشار آورده اند ، پس ما آبروی این آدمها را ببریم ؛ نه . در اسلام حرمت مؤمن خیلی اهمیت دارد و نباید هتک حرمت شود .۱۲
۱۳) عده ای از سیاسیون معتقدند اگر ما یا حزب ما در انتخابات رد صلاحیت شویم باعث کم شدن آراء خواهد شد. نظر حضرتعالی چیست؟
در ماههاى آینده انتخابات مجلس شوراى اسلامى برگزار مىشود ، که انشاءاللّه صحنهاى خواهد بود براى قدرتنمایى نظام اسلامى و بسیج تودههاى مردم ما در صحنه ، تا علىرغم تبلیغات دشمن ، معلوم شود این نظام وابسته به یک فرد و دو فرد و زید و عمرو نیست ؛ این نظام وابسته به آراء ، احساسات ، عواطف و اراده و عزم و حضور مردم مؤمن در صحنه است .۱۳
۱۴) آیا کسی اجازه دارد حرمت شورای نگهبان را بشکند؟
شورای نگهبان نقطه تضمین و تأمین برای نظام اسلامی است … چنین دستگاهی که این همه اهمیت دارد ، باید ابهت و اقتدار و تکریم و حرمتش حفظ شود . هم خود آقایان محترمی که در این شورا و یا منتسب به این شورا هستند بایستی این ابهت و احترام و حرمت را حفظ کنند ، هم دیگران که در بیرون شورا هستند .
دشمن
۱) مکرراً تیلیغ می کنند که نظام اسلامی رو به زوال است . آیا سخن صحیحی است؟
این جزو تبلیغات همیشگی دشمنان این انقلاب و نظام است . عده ای ساده لوح هم ممکن است این را باور کنند . این تبلیغات ممکن است بعضی دوستان را در سرتاسر دنیا دچار افسردگی و غم و دشمنان را خوشحال کند ؛ اما این یک پیشگویی تاریخی یا یک پیش بینی علمی نیست ؛ این یک ترفند تبلیغاتی است . اگر انقلاب اسلامی ، ضعیف و پیر و ناتوان شده بود ، چرا برای مقابله با آن میلیاردها دلار خرج می کنند؟! اگر انقلاب اسلامی از نفس افتاده بود ، چرا امریکا با همه ساز و برگ سیاسی و تبلیغاتی خود به میدان مبارزه با این انقلاب می آید و روزبه روز لحن خود را خشنتر می کند؟ نخیر ؛ این انقلاب ، زنده و توفنده و رو به پیش است و حرکت انقلاب و خطوط اساسی آن همچنان زنده است .۱
۲) پیام شما به افرادی که ژست علاقه به کشور و مردم را می گیرند و انتخابات را تحریم می کنند چیست؟
هر کس که مىخواهد این کشور و این ملت عزیز ، سربلند و موفق باشد ، باید در صحنههاى اجتماعى و سیاسى این کشور حضور داشته باشد که مظهر اعلاى آن هم همین انتخابات است .۲
۳) برخی افراد به نوعی مردم را نسبت به انتخابات دلسرد می کنند. چه پیامی برای آنها دارید؟
هرکس مردم را نسبت به انتخابات بدبین کند ، یا آنها را از نتایج انتخابات ناامید کند ، یا فضا را با شایعه پراکنى و تهمت زنى و درگیریهاى دروغین ملتهب کند و ازآرامش بیرون بیاورد،خیانت کرده است؛هرکس مى خواهد باشد .۳
۴) نصیحت جنابعالی خطاب به عده ای که فضا را متشنج و ملتهب می کنند چیست؟
من به این کسانی که همین طور یک گوشه نشسته اند و فضا را با تشنج سیاسی و با پر کردن از موهومات و شایعات ، خراب می کنند ، نصیحت می کنم که دست از جان مردم بردارند ؛ بگذارند مردم کار خودشان را بکنند .۴
۵) از نشر و گسترش شایعه تقلب در انتخابات و انتخابات صوری چه هدفی را دنبال می کنند؟
دشمن به همان اندازه ای که از اجتماع آراء در روز انتخابات ناراحت است ، به همان اندازه هم درصدد است که اگر این تجربه به وسیله ملت ایران با موفقیت انجام شد ، شیرینی انتخابات را به دهان مردم تلخ کند . از مدتی پیش نشسته اند و برای این قضیه برنامه ریزی می کنند . شایعه تقلب در انتخابات و صوری بودن آن را مطرح کردند ، لطیفه و مثل درست کردند و در دهان مردم انداختند ؛ بعضی هم البته نا آگاهانه آنها را تکرار می کنند . من باید عرض کنم ، شایعه این که در انتخابات تقلب خواهد شد ، از طرف دشمن است .۵
۶) چه عواملی سبب دلسرد شدن مردم و عدم حضور در انتخابات خواهد شد؟
مردم به انتخابات علاقه دارند . آنچه مردم را مى راند ، برخى از صحنه هاى ناخشنود کننده اى است که در سطوح ما به چشم آنها مى آید . فضا باید متعادل ، منطقى و عقلایى باشد . گفتگوى انتقادى اشکالى ندارد ؛ اما گفتگو با هاى و هوى فرق دارد . در مردم سالارى اسلامى ، گفتگو با عربده کشى و چاقوکشى در بعضى از دمکراسی ها تفاوت دارد .۶
۷) توصیه حضرت عالی به کسانی که مردم را از شرکت در انتخابات دلسرد و آنها را دودل می کنند چیست؟
مبادا در روزنامه یا در رسانهیى – به هر نحوش- یا در تبلیغاتى ، طورى حرف زده بشود که مردم را نسبت به انتخابات دودل بکنند . البته این مردم دودل نمىشوند . این مردم نشان دادهاند که در مقابل توطئههاى دشمن ، هوشیارانه عمل مىکنند ؛ مخالفان انقلاب اسلامى هم این را مىدانند ؛ اما بالاخره تبلیغات و تلاشهاى خودشان را مىکنند . مبادا کسانى در داخل محدودهى نظام اسلامى پیدا بشوند که به این خواستهى دشمن کمک کنند ؛ به علت اختلافى که با زید و عمرو و بکرى دارند ، براى خاطر یک امر جزیى ، کماهمیت و احیاناً شخصى یا گروهى ، بیایند مردم را نسبت به این حقیقت عظیم – که حضور آنها را در صحنه نشان مىدهد – مردد و دلسرد بکنند .۷
۸ ) آیا مسائل دیگری نیز وجود دارد که سبب واگرایی مردم شود؟
مسأله دیگرى که از موجبات واگرایى و دلسرد شدن مردم است ، تبعیضها و فرصتهاى اختصاص داده شده به اشخاص است که گاهى مشاهده مى شود … از عوامل دیگرى که باعث واگرایى مردم است ، تبلیغ ضعف مدیریت در کشور و نبود اقتدار است . متأسفانه تبلیغات گوناگونى از جناحهاى متخالف کشور وجود دارد که انسان از این رنج مى برد .۸
۹) در طی این سالها دشمن تلاش بسیاری نموده که عناصر خود را در قوای سه گانه نفوذ دهد . نظر حضرتعالی در این رابطه چیست؟
البته من سه چهار سال پیش در مثل چنین روزى گفتم همت دشمن این است که عناصر بیگانه را به داخل بدنه هاى حکومت نفوذ دهد . ممکن است دشمن بتواند یا توانسته باشد عناصرى را به داخل مجموعه مسؤولان نفوذ دهد ، یا عناصر ضعیف و سست همتى را به سمت خود جلب کند ؛ اما این به هیچ وجه به کار دشمن نخواهد خورد ؛ چون اصول امام ، اصول انقلاب و پایه هاى مستحکم آن مورد قبول مسؤولان نظام و قواى سه گانه و همه دست اندرکاران اصلى این کشور است و پشتوانه محکم آن هم این ملت بزرگ است . هر که از این راه تخطى کند به سقوط خود کمک کرده است . خدا را سپاسگزاریم که نام و یاد امام را در میان ملت ما همچنان زنده و شاداب نگه داشته است . هر روز که گذشته است ، ارزش اصول امام بزرگوار ما براى حفظ عزت و حیثیت این کشور ، براى انسانهاى آگاه و هوشیار ، بیشتر روشن و مشخص شده است .۹
۱۰) موضع جنابعالی در خصوص بعضی از نمایندگان که از کوتاه آمدن جلوی آمریکا به دلیل ترس از حمله نظامی سخن گفته بودند ، چیست؟
اگر امریکاییها مىتوانستند نظام جمهورى اسلامى را از بین ببرند ، حتى یک روز هم معطل نمىشدند . اینکه ملاحظه مىکنید مسؤولان امریکایى الان خودشان مىگویند راهکار ما براى ایران ، راهکار نظامى نیست ، راست مىگویند ؛ چون جنگ براى آنها در ایران ، مثل جنگ براى آنها در عراق نیست . اینجا یک ملت در مقابل آنهاست ؛ آن هم ملتى با این شجاعت و با این عظمت ؛ پدر مهاجم را درمىآورند . راهکار آنها چیز دیگرى است .۱۰
۱۱) پس راهکار آمریکا در برخورد با نظام چیست؟
راهکار آنها ایجاد اختلاف بین ملت و جدایى و افتراق میان ملت و نظام است . راهکار آنها این است که اگر دیدند تعدادى افراد ناراحت و ماجراجو و مایل به اغتشاش را مىتوانند مزدور خودشان کنند ، معطل نمىکنند ؛ به حمایت از آنها مىپردازند . چهار نفر گوشهاى صدا بلند مىکنند ، آنها مىگویند ما حامى اینها هستیم . راست مىگویند ؛ آنها حامى هر اغتشاشگر و هر مخل به امنیت و وحدتند ؛ همین مطلبى که من چند سال قبل گفتم ، بعد هم بعضى از قلم به دستهاى بىتدبیر و ناآگاه ، در مطبوعاتشان در این حرف خدشه کردند . بله ؛ آنها دنبال اغتشاش آفرینىاند .۱۱
۱۲) آیا این اختلاف و تفرقه در احتمال حمله نظامی دشمن به ما تأثیر دارد؟
دشمن با اختلاف میان ما ، وسوسه مى شود ؛ همچنان که در سال پنجاه ونه شد . سال پنجاه ونه دو جریانى داخل نظام – که آن رئیس جمهور فرارى مطرود آن را راه انداخته بود – دشمن را وسوسه کرد . گفتند اختلاف شد و اینها به جان هم افتادند . دشمن وسوسه شد و به ما حمله کرد . البته دشمن تو دهنى خورد ، اما خسارت هم وارد شد و هشت سال وقت ما به جنگ گذشت . نگذارید با اختلافاتى که گاهى اوقات به آن حتى تظاهر مى شود ، دشمن وسوسه شود و به ما ضربه یى بزند .۱۲
۱۳) نظر جنابعالی درمورد وحدت چیست و برای کسانی که با اعمال و گفتار خود ، تفرقه ایجاد می کنند چه پیامی دارید؟
حفظ وحدت ، بر همه واجب است و اگر کسی تخلف و تخطی بکند ، بداند که از انقلاب تخطی کرده و مطمئنا برای مردم و این جوانان پرشور و کسانی که احساس مسؤولیت میکنند ، قابل تحمل نخواهد بود .
نمایندگان و کاندیداها
۱) منظر نماینده حقیقی به جایگاه خود چگونه باید باشد؟ مردم سالاری ۱) غربیها مارا به دمکراسی دعوت می کنند و عنوان می کنند در ایران مردم سالاری نیست ، پاسخ جنابعالی به آنها چیست؟
نمایندگى مجلس ، داراى دو بعد است . یعنى از دو دیدگاه مىشود به این امر نگریست . یک دیدگاه این است که ما از نمایندگى و حضور در مجلس شوراى اسلامى و دسترسى داشتن به مسؤولین کشور و به تریبون آزاد ، به چشم یک امتیاز نگاه کنیم ؛ یک امتیاز شخصى و عنوانى . البته در دنیاى مادى ، غالباً وضع به همین نحو است. مىکوبند ؛ مىزنند ؛ زحمت مىکشند ؛ پول خرج مىکنند ؛ انواع و اقسام تلاشها را مىکنند ، تا به این امتیاز دست پیدا کنند . یک محاسبهى مادى و واضحى هم هست ؛ نوعى تجارت و نوعى به دست آوردن فرصت . اما در نظام اسلامى و در جمهورى انقلابى ما ؛ در میان مردم ما که شما هم از متن آن مردم برخاستهاید و بسیارى از شما ، تجربههاى پر افتخار فداکارى در این راه را دارید – در جبههها بودهاید ؛ در زندانهاى دشمنان بودهاید ؛ در اسارت بودهاید ؛ سالها در تلاش و سازندگى بودهاید ؛ زحمت کشیدهاید و خدمت کردهاید – این دیدگاه مردود است. اگر بخواهیم یک حکم علىالقاعده بکنیم، باید بگوییم که در میان نمایندگان ما، حتى یک نفر هم، با این فکر و از این دیدگاه، نگرنده به موضوع نمایندگى نیست . قاعدهى مطلب، این است . دیدگاه دوم این است که ما به نمایندگى مردم در مجلس شوراى اسلامى ، به عنوان یک مسؤولیت ، یک اداى وظیفه و یک صحنهى کارآمد براى خدمت نگاه کنیم . اگر شوقى هم به نماینده شدن هست ، به این خاطر باشد .۱
۲) لطفاً درخصوص نمایندگان ادوار گذشته مجلس نظرتان را بفرمایید؟
در هر دورهاى ، گروههاى مختلفى در این مجلس آمدهاند و رفتهاند . هرکس خوب کار کرده است ، اجر او پیش خدا محفوظ است و اگر کسى کوتاهى کرده باشد ، باید خود را آماده پاسخگویى به خداى بزرگ کند .۲
۳) چه توصیه مهم و قابل توجهی به نمایندگان مجلس شورای اسلامی دارید؟
رعایت تقوا و اخلاق و ادب اسلامى در گفتگوها و مباحثات از جمله ى مسائل مهم و قابل توجه نمایندگان و مجلس محترم است . نمایندگان عزیز باید توجه کنند که هر کار و گفتار آنان در جامعه منعکس شده و تأثیر سیاسى و اخلاقى ویژه یى بر فضاى کشور مى گذارد .۳
۴) شرط یک مباحثه سالم چیست؟
در مجلس و جاهاى دیگر مباحثه کنند ، حتى بر سر مسأله اى دعوا کنند ؛ اما کینه از هم به دل نگیرند ؛ بعد هم پهلوى همدیگر بنشینند و با هم صحبت کنند . نگذارند اختلاف نظر به تنازع برسد . این تنازع موجب فشل و ضعف قوا خواهد شد .۴
۵) نمایندگان ملت چگونه می توانند در تصمیم گیری های کلی اراده مردم را لحاظ کنند؟
نمایندگان محترم براى این که بتوانند این مقصود را برآورده کنند باید با توده هاى مردم و انتخاب کنندگان خود ، در تماس و ارتباط باشند و نیازهاى راستین و خواسته هاى بحق آنان را به درستى و از نزدیک بشناسند .۵
۶) در زمان تبلیغات انتخاباتی ، عده ای شروع به تضعیف و توهین به کاندیدای رقیب می کنند. برای کاندیداها و طرفدارانشان چه توصیه ای دارید؟
کسانى هم که مىخواهند در این صحنه مطرح بشوند ، یا کسانى را مطرح بکنند ، مواظب موازین شرعى باشند . اگر شما خواستید کسى را معرفى کنید ، او را معرفى کنید ، ولى دیگرى را نفى نکنید . هیچکس ، هیچ دسته و هیچ جمعى ، نباید به خودشان اجازه بدهند که به کسانى که قبولشان ندارند ، اهانت بکنند . شما یک دسته را قبول دارید ، آنها را معرفى مىکنید ؛ دیگرى هم دستهى دیگر را قبول دارد ، آنها را معرفى مىکند . اثبات کنید ؛ ولى نفى نکنید .۶
۷) بعضی از کاندیداها به مردم وعده رفع مشکلات حوزه انتخابیه را می دهند ، آیا وظیفه اصلی نمایندگی همین است؟
وظیفهى اصلى در نمایندگى ، قانونگذارى است . البته نظارت بر اجرا و از این قبیل چیزها هم هست . آنها هم بسیار مهم است . اما چیزى که رکن ادارهى کشور است ، عبارت است از وضع قوانین . اینکه نمایندگان ، از همهى گوشه و کنار کشور انتخاب مىشوند ، به آن خاطر است که مصالح همهى کشور در قانون متجلى شود . یعنى نماینده شأنش این است که قانونى را بگذراند که این قانون ، بتواند کشورى را که داراى مناطق فقیر و دوردست و مناطقى با اقتضائات گوناگون است ، اداره کند . همگان از همهى اوضاع مطلع هستند . اینکه نماینده باید به فکر حوزهى انتخابیهى خود باشد ، معنایش این است. والا اینکه ما فرض کنیم، نماینده وظیفه دارد بیاید بایستد آنجا و مشکلات حوزهى انتخابیهاش را به عنوان وظیفهى نمایندگى بیان کند ، نه . این ، وظیفهى نمایندگى نیست . بیان مشکلات حوزهى انتخابیه ، البته کار خوبى است و اگر به شکل صحیحى انجام گیرد ، مفید است .۷
۸ ) خصوصیات تبلیغات صحیح را تبیین فرمایید؟
تبلیغ ، صحیح و حق است ؛ اما با معناى واقعى کلمه ، با حفظ حدود شرعى کلمه ،به دور از فریب ،به دور از کارهاى دروغین و نمایشى ، به دور از متهم کردن این و آن .۸
۹) چه پیامی برای نامزدهای انتخاباتی دارید؟
آن کسانى که خود را براى نامزدى آماده کردهاند ، نیت خود را ، نیت خدایى کنند و براى خدمت بیایند . این ملت به نمایندهاى احتیاج دارد که این کار را براى انجام خدمت برگزیده است . آن کسى که این صندلى و این پست و این برگزیدگى را براى نان و نام و مقاصد سیاسى خود دنبال مىکند ، به درد این مردم نمىخورد . ۹
۱۰) شرایط کاندیداها را تبیین فرمایید؟
نمایندهاى که انتخاب مىشود ، باید دلسوز مردم باشد ، صادق باشد ، صمیمى باشد و بخواهد براى مردم کار کند . بعضى تظاهر به کار مىکنند ، اما کار نمىکنند . این ، به درد نمىخورد . باید براى مردم کار کرد . صداقت و دلسوزى نمایندهاى را که مىخواهید انتخاب کنید ، تشخیص دهید و بعد او را برگزینید . علاوه بر اینها ، نماینده باید داراى فهم و درک سیاسى باشد و مسائل کشور را بفهمد ؛ هم مسائل خارجى و توطئههاى دشمنان را و هم مسائل داخلى و نیازهاى مردم و اولویتهاى کشور را . اینطور نباشد که بدون رعایت اولویتها ، مسألهاى را مطرح کنند ، شعارى بدهند و براى ملت و دولت مشکل درست کنند . نماینده باید احساس دلسوزى و وجدان سیاسى داشته باشد .۱۰
۱۱) از دیگر صفات یک نماینده اصلح چه چیزهایی می تواند باشد؟
نماینده باید شجاع و با شرف و امین و طرفدار ضعفا و قشر ضعیف باشد .۱۱
۱۲) مهم ترین خصوصیت یک نماینده چیست؟
مهمتر از همه اینها این است که متدین باشد .۱۲
۱۳) چرا وجود تدین برای یک نماینده لازم است؟
نمایندهاى که متدین است ، براى مردم کار مىکند ، جان مىکند ، نفس مىزند ، در تنظیم قوانین ، در حفظ اکثریت مجلس و کمیسیونها و براى حضور در کمیسیونها تلاش مىکند . کسى فهمید ، فهمید ؛ نفهمید ، نفهمید . اهمیت نمىدهد . مىخواهد کار کند. این، فایده تدین نماینده است .۱۳
۱۴) آیا کارآمد بودن یک نماینده بر تدین او مقدم نیست؟
کارآمدى تنها هم کافى نیست ؛ باید متدین هم باشد. آدم متدین ، احتمال خیانتش کم است . آن متدینهایى که یک وقت دچار لغزش مى شوند ، اول تقواى خودشان را از دست مى دهند ؛ بعد این لغزش به سراغ آنها مى آید .۱۴
۱۵) چه چیز سبب جلوگیری یک نماینده از خیانت خواهد شد؟
اعتقاد او به اسلام و اصول و پایه های دینی و عامل بودن به آنها ، خاطر همه را جمع خواهد کرد که او هیچگاه خیانت ، کار خلاف شرع ، سستی و یا کوتاهی نخواهد کرد . نماینده متدین از تریبون مجلس برای گفتن سخن ناحق استفاده نخواهد کرد و مسائل انقلاب و کشور را بر مسائل شخصی و یا احیاناً گروهی مقدم خواهد داشت . از این روست که اگر مردم بتوانند در انتخاب خود اصل تدین را تأمین کنند،قطعاً جهات دیگر قابل تأمین تر خواهد بود .۱۵
۱۶) یکی از صفات مورد تأکید جنابعالی شجاعت است. علت این همه تأکید را بیان فرمایید؟
کسى که دل خود را در مقابل توپ و تشر باخت ، دستش هم براى امضا مى لغزد ؛ پایش هم براى جلو رفتن مى لرزد ؛ نمى شود به او اعتماد کرد .۱۶
۱۷) حضرت امام بعنوان الگوی نمایندگان از مرحوم مدرس یاد می کردند . آیا به واسطه درجه علمی ایشان بود؟
از مدرس عالمتر هم داشتیم . مدرس خصوصیت عمده اش این بود که هیچ عامل ارعاب و تهدید و تطمیع و فریبگری در او اثر نمی کرد .۱۷
۱۸) اگر حضرتعالی بخواهید در یک جمله ویژگی یک نماینده را مطرح کنید ، چه می فرمایید؟
عمده آنچه که در یک نماینده لازم است، اعتقاد به این نظام و اعتقاد به اسلام و انقلاب و سعی برای انجام یک مسؤولیت و تعهد است .۱۸
۱۹) چه کسانی لیاقت و شایستگی حضور در مجلس شورای اسلامی را ندارند؟
آن کسی که اسلام را نمی پسندد و مقررات اسلامی را قبول نمی کند و برای خاطر دل بیگانگان و خوشامد دیگران ، به انقلاب و ارزشهای انقلابی اهانت می کند و یا به خاطر ترس از دیگران ، به جای این که به ملت گرایش نشان دهد ، به دشمن گرایش نشان می دهد او لایق و شایسته این کار نیست .
این یکى از طنزهاى بزرگ امروز ما و این نقطه تاریخ است . همان کسانى که نظام طاغوتى شاه ، نظام استبدادى دوران پهلوى ، کودتاهاى نظامى و نظامهاى هیچ از دمکراسى نفهمیده و نشناخته را مورد قبول و تصدیق قرار مى دهند ، نظام جمهورى اسلامى را که در طول بیست وچهار سال عمرش، بیست و چند انتخابات در آن برگزار شده و از رهبرى تا ریاست جمهورى تا نمایندگان مجلس و ارکان نظام آن ، با واسطه و بى واسطه ، به انتخاب مردم سر کار مى آیند و مردم آنها را مى شناسند و مى پسندند و انتخاب مى کنند ، به دمکراسى و مردم سالارى دعوت مى کنند ! این در حالى است که مردم سالارى و میل مردم به شرکت در انتخاب مسؤولان ، مثل کشور ما ، در خود امریکا – که دشمنان ما و قدرتهاى گزافه گوى امریکایى ، از پشت بلندگوهاى خود ، ملت ما و ما را مخاطب قرار مى دهند – وجود ندارد .۱
۲) پس اعتقاد شما این است که نظام ما یک نظام مردم سالار است؟
جمهورى اسلامى به معناى حقیقى کلمه ، نظام مردمسالار و متکى به مردم است . کشورى با شصت ، هفتاد میلیون جمعیت ، هر سال یک انتخابات در همه شؤون ؛ از انتخاب رهبرى نظام گرفته تا رئیس جمهور ، تا نمایندگان و اعضاى شوراها ؛ اینها با انتخاب مردم سر کار مىآیند . دشمن در مقابل این پدیده ، درمانده است .۲
۳) تعریفی از مردم سالاری برای ما ارائه فرمایید؟
یعنى برانگیخته بودن از سوى مردم و ملت خود و همه این مفاهیم را هم از مبانى دینى و اعتقادى و ایمانى گرفته باشد .۳
۴) ویژگی مردم سالاری دینی چیست؟
مردمسالارى دینى چون بر اساس یک اعتقاد دینى است ، قابل نقض نیست ؛ یعنى اگر کسى توانست در انتخابات تقلب کند یا به شیوهاى نظر مردم را جلب کند که بناحق نگاهشان به وى متوجه باشد – مثلاً ارزشى که در او نیست ، وانمود کند که در او هست ؛ بعد مردم به او اقبال کنند و رأى بدهند – در منطق مردمسالارى دینى او حقى ندارد . این شیوه در منطق لیبرالیسم که پایه لیبرالیسم غربى است ، کاملاً پذیرفته شده است ؛ اما در منطق مردمسالارى دینى نه .۴
۵) آیا تفاوتی میان مردم سالاری دینی و دمکراسی های غربی وجود دارد؟
مردم سالاری دینی است که با دمکراسیهای رایج دنیا در بنیاد اختلاف دارد . ریشه مشروعیت رأی مردم در دمکراسیهای رایج دنیا اساساً با مشروعیت رأی مردم در نظام مردم سالاری اسلامی که ما به دنبال آن هستیم و آن را حکومت اسلامی و حاکمیت اسلام به حساب می آوریم ، متفاوت است . لذا در روشها ، تفاوت بین اینهاست . در دمکراسیهای رایج جهانی ، ضوابطی که ما برای اداره کشور و برای مدیران آن قائل هستیم ، وجود ندارد ؛ ممکن است ضوابط دیگری باشد . در این جا قدرت طلبی وجود ندارد … تفاوت دیگر دمکراسیهای رایج دنیا با نظام مردم سالاری دینی این است که در مردم سالاری دینی کارهای رایج دنیا و اسرافها و تبلیغات پر خرج مطلقاً نباید انجام گیرد .۵
۶) روی واژه ای به نام “بحران مشروعیت نظام” مانور داده می شود ، تحلیل حضرتعالی چیست؟
یکى از مسائلى که اینها بهشدت دنبال آن هستند ، سلب اعتماد مردم از کارایى نظام است . بعضى از حرفهایى که مىشنوید ، اتفاقى نیست . تصادفى نیست که بعضى کسان بیایند درباره نظام اسلامى بحث کنند و بحران مشروعیت نظام را مطرح سازند . نظامى را که با رأى و خواست و مجاهدت مردم و با این همه احساسات و عواطف سر کار آمده ، با این همه مشکلات دست و پنجه نرم کرده و از این همه دشمنیها و مقابلهها سرافراز بیرون آمده – و همه هم به کمک مردم بوده است – زیر علامت سؤال بگذارند و بگویند بحران مشروعیت! اینها تصادفى نیست .۶
۷) به جهت رد صلاحیت برخی کاندیداها ، عده ای می گویند انتخابات آزاد نیست . لطفاً مارا راهنمایی فرمایید؟
آزادى انتخابات به چیست؟ آزادى انتخابات این است که اجازه بدهند کسانى که مىخواهند مملکت را دو دستى به دشمن تسلیم کنند ، وارد مجلس شوراى اسلامى شوند؟! آزادى این است؟! انتخابات آزاد ، انتخاباتى است که مردم با خیال راحت ، همان کسى را که مىشناسند و مىدانند و اطمینان پیدا مىکنند که در خدمت آنهاست،به مجلس بفرستند.۷
۸ ) آیا تأیید و یا رد صلاحیت کاندیداها در دموکراسی های غربی نیز وجود دارد؟
در دمکراسی هاى غربى ، صلاحیتهاى خاصى موردنظر است که عمدتاً در این صلاحیتها ، وابستگیهاى حزبى رعایت مىشود . هم کسانى که نامزد مىشوند ، هم آنهایى که نامزد مىکنند و هم آنهایى که به نامزدها رأى مىدهند ، در واقع به این حزب یا به آن حزب رأى مىدهند . حالا در آن کشورهایى که دو حزبى است ، مثل امریکا و انگلیس و یا در کشورهایى که چند حزبى است ، به یکى از این دو یا چند حزب رأى مىدهند . در نظام جمهورى اسلامى غیر از دانایى و کفایت سیاسى ، کفایت اخلاقى و اعتقادى هم لازم است .۸
۹) برخی از کاندیداها به خاطر اخلاق و عقایدشان رد صلاحیت می شوند. مگر اینها مسائل شخصی نیست؟
بله ، اخلاق و عقیده مسألهى شخصى انسانهاست ؛ اما نه براى مسؤول . من اگر در جایگاه مسؤولیت قرار گرفتم و اخلاق زشتى داشتم ؛ فهم بدى از مسائل جامعه داشتم و معتقد بودم که باید جیب خودم را پر کنم ، نمىتوانم به مردم بگویم این عقیده و اخلاق شخصى من است و اخلاق و عقیده ربطى به کسى ندارد ! براى یک مسؤول عقیده و اخلاق مسألهى شخصى نیست ؛ مسألهاى اجتماعى و عمومى است ؛ حاکم شدن بر سرنوشت مردم است . آن کسى که به مجلس مىرود ، یا به هر مسؤولیت دیگرى در نظام جمهورى اسلامى مىرسد ، اگر فاسد ، بیگانهپرست و در خدمت منافع طبقات برخوردار جامعه بود ، دیگر نمىتواند نقشى را که ملت و طبقات محروم مىخواهند ، ایفا کند. اگر آن شخص انسان معاملهگر ، رشوه و توصیهپذیر و مرعوبى بود ؛ در مقابل تشر تبلیغات و سیاستهاى خارجى جا زد ، دیگر نمىتواند مورد اعتماد مردم قرار گیرد و برود آنجا بنشیند و تکلیف ملک و ملت را معین کند .۹
۱۰) آیا عمل شورای نگهبان در رد و یا تأیید کاندیداها با حق شهروندی انتخاب شدن مغایرت ایجاد نمی کند؟
حق انتخاب شدن ، حق شهروندى معمولى مثل حق شغل و کسب و کار و ساکن شدن در شهر و راه رفتن در خیابان و خریدن اتومبیل و … نیست . این یک حق شهروندى است که براى دارندهى آن صلاحیتهایى لازم است که این صلاحیتها باید احراز شود .











